تبلیغات
اُدع ُ الی سبیلِ ربِّک بالحكمةِ و الموعظةِ الحسنة - گلایه روح پدر علامه طباطبائی از ایشان به روایت علامه طهرانی
 
اُدع ُ الی سبیلِ ربِّک بالحكمةِ و الموعظةِ الحسنة
با حکمت و اندرز های نیکو ، مردم را بسوی پروردگارت دعوت کن
درباره وبلاگ


بسم رب الشّهدا

هدفم از ایجاد این وبلاگ ، به اشتراک گذاشتن دانسته هایم با شما عزیزان است .
گاهی اوقات هم در مورد مسائل روز ، یادداشت هایی مینویسم که در وبلاگ منتشر میکنم .
لیست تمام پست ها و نوشته هایم پایین همین قسمت با عنوان " مطالب اخیر " موجود است

مدیر وبلاگ : مهرداد سال افزون
مطالب اخیر


مرحوم حضرت آیت الله علاّمه سید محمد حسین طهرانی در کتاب شریف معاد شناسی جلد اوّل صفحه 185 مینویسد :

 علامه  طباطبائی برادری‌ داشتند در تبریز بنام‌ حاج‌ سیّد محمّد حسن‌ إلهی‌ طباطبائی‌ كه‌ او نیز عالمی‌ جلیل‌ و متّقی‌ و زاهد و عابد و معلّم‌ اخلاق‌ و معارف‌ الهیّه‌ و مربّی‌ نفوس‌ صالحه‌  و در حرم‌ امن الهی‌ بوده‌ و چند سال‌ است‌ ار دنیاء رفته  و به‌ عالم‌ بقاء ارتحال‌ یافته‌ است‌.  در اثر شدّت‌ علاقه‌ای‌ كه‌ معظّم‌ له‌ به‌ برادر خود داشتند در سوگ او مبتلی‌ به‌ كسالت‌ قلبی‌ شدند.

حضرت‌ علامه طباطبائی برای حقیر تعریف کردند : برادر من‌ در تبریز شاگردی‌ داشت‌ كه‌ به‌ او درس‌ فلسفه‌ می‌گفت‌، و آن‌ شاگرد إحضار ارواح‌ می‌نمود و برادر من‌ توسّط‌ آن‌ شاگرد با بسیاری‌ از ارواح‌ تماس‌ پیدا میكرد.
اجمال‌ مطلب‌ آنكه‌: آن‌ شاگرد قبل‌ از آنكه‌ با برادر من‌ ربطی‌ داشته‌ باشد میل‌ كرده‌ بود فلسفه‌ بخواند، و برای‌ این‌ منظور روح‌ أرسطو را احضار نموده‌ و از او تقاضای‌ تدریس‌ كرده‌ بود.ارسطو در جواب‌ گفته‌ بود: كتاب‌ «أسفار» ملاّ صدرا را بگیر و به این آدرس  برو نزد آقای‌ حاج‌ سیّد محمّد حسن‌ إلهی‌ درس بگیر .
این‌ شاگرد یك‌ كتاب‌ «أسفار» خریده‌ و آمد نزد ایشان‌ و پیغام‌ ارسطو را (كه‌ در حدود سه‌ هزار سال‌ پیش‌ از این‌ زندگی‌ میكرده‌ است‌) داد. ایشان‌ در جواب‌ میفرماید: من حاضرم ، اشکالی ندارد
بدین ترتیب آن شاگرد هر روز  خدمت‌ ایشان‌ می‌آمد و درس‌ می‌خواند؛ و آن‌ مرحوم‌ میفرمود: ما بوسیلۀ این‌ شاگرد با بسیاری‌ از ارواح‌ ارتباط‌ برقرار می‌كردیم‌ و سؤالاتی‌ می‌نمودیم‌. و بعضی‌ از سؤالات‌ مشكلۀ حكمت‌ را از خود مؤلّفین‌ آنها می‌نمودیم‌؛ مثلاً مشكلاتی‌ كه‌ در عبارات‌ أفلاطون‌ حكیم‌ داشتیم‌ از خود او می‌پرسیدیم‌، مشكلات‌ «أسفار» را از ملاّ صدرا سؤال‌ میكردیم‌.
یكبار كه‌ با أفلاطون‌ تماس‌ گرفته‌ بودند، افلاطون‌ گفته‌ بود: شما قدر و قیمت‌ خود را بدانید كه‌ در روی‌ زمین‌ لا إلَه‌ إلاّ اللَه‌ می‌توانید بگوئید؛ ما در زمانی‌ بودیم‌ كه‌ بت‌پرستی‌ و شرک آنقدر غلبه‌ كرده‌ بود كه‌ یك‌ لا إلَه‌ إلاّ اللَه‌ نمی‌توانستیم‌ بر زبان‌ جاری‌ كنیم‌.
روح‌ بسیاری‌ از علما را حاضر كرده‌ بود و مسائل‌ عجیب‌ و مشكلی‌ از آنها سؤال‌ كرده‌ بود بطوریكه‌ اصلاً خود آن‌ شاگرد از آن‌ موضوعات‌ خبری‌ نداشت‌.خود آن‌ شاگرد كه‌ فعلاً شاگرد مكتب‌ فلسفه‌ است‌، مسائل‌ حادّی را كه‌ از ارواح فلاسفه میشنید ابداً چیزی ادراک نمیکرد و به قول معروف از آنها سر در نمی آورد و فقط  به آقای‌ إلهی‌ جواب ها را منتقل میکرد ، امّا آقای الهی به خوبی میفهمید و حتی نامه هایی هم بدین مضمون برای برادرش مینوشت .
میفرمود: ما روح‌ بسیاری‌ از علما را حاضر كردیم‌ و سؤالاتی‌ نمودیم‌  مگر روح‌ دو نفر را كه‌ نتوانستیم‌ احضار كنیم‌، یكی‌ روح‌ مرحوم‌ سیّد ابن‌ طاووس‌ و دیگری‌ روح‌ مرحوم‌ سیّد مهدی‌ بحرالعلوم‌ رضوانُ اللهِ علیهما؛ این‌ دو نفر گفته‌ بودند: ما وقف‌ خدمت‌ حضرت‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ هستیم‌، و ابداً مجالی‌ برای‌ پائین‌ آمدن‌ نداریم‌.
حضرت‌ علاّمۀ طباطبائی‌ فرمودند: از عجائب‌ و غرائب‌ آن زمان این‌ بود كه‌  یك‌ كاغذ از تبریز از ناحیۀ برادر ما به‌ قم‌ آمد، و در آن‌ برادر ما نوشته‌ بود كه‌ این‌ شاگرد روح‌ پدر ما را احضار كرده‌ و سؤالاتی‌ نموده‌ایم‌ و جوابهائی‌ داده‌اند، و در ضمن‌ گویا از شما گله‌ داشته‌اند كه‌ در ثواب‌ این‌ تفسیری‌ كه‌ نوشته‌اید ( تفسیر المیزان ) ، ایشان‌ را شریك‌ نكرده‌اید.
 ایشان‌ میفرمودند: آن‌ شاگرد أبداً مرا نمی‌شناخت‌ و از تفسیر ما اطّلاعی‌ نداشت‌، و برادر ما هم‌ نامی‌ از من‌ در نزد او نبرده‌ بود؛ و اینكه‌ من‌ در ثواب‌ تفسیر پدرم‌ را شریك‌ نكرده‌ام‌، غیر از من‌ و خدا كسی‌ نمی‌دانست‌، حتّی‌ برادر ما هم‌ بی‌اطّلاع‌ بود، چون‌ از امور مربوط به‌ قلب‌ و نیّت‌ من‌ بود.
و اینكه‌ من‌ در ثواب‌ آن‌ پدرم‌ را شریك‌ نكرده‌ بودم‌، نه‌ از جهت‌ آن‌ بود كه‌ میخواستم‌ إمساك‌ كنم‌ بلكه‌ آخر كارهای‌ ما چه‌ ارزشی‌ دارد كه‌ حالا پدرم‌ را در آن‌ سهیم‌ كنم‌؛ من‌ قابلیّتی‌ برای‌ خدمت‌ خودم‌ نمی‌دیدم‌.
ببینید: این‌ مرد چنین‌ تفسیری‌ نوشته‌ و فعلاً كه‌ در زمان‌ حیات‌ ایشان‌ است‌ در تمام‌ دنیا جزء اصول‌ معارف‌ شیعه‌ محسوب‌ می‌شود، و علماء بزرگ‌ خود را از آن‌ بی‌نیاز نمی‌بینند؛ چقدر  بزرگوار و متواضع‌ است‌ كه‌ می‌گوید: آخر ما چه‌ كاری‌ كرده‌ایم‌ ؟  (  چه‌ عمل‌ قابلی‌ انجام‌ داده‌ایم‌؟)
در ادامه فرمودند: نامۀ برادر كه‌ به‌ من‌ رسید، بسیار منفعل‌ و شرمنده‌ شدم‌. گفتم‌: خدایا! اگر این‌ تفسیر ما در نزد تو مورد قبول‌ است‌ و ثوابی‌ دارد، من‌ ثواب‌ آنرا به‌ روح‌ پدرم‌ و مادرم‌ هدیّه‌ نمودم‌. هنوز این‌ مطلب‌ را در پاسخ‌ نامۀ برادر به‌ تبریز نفرستاده‌ بودم‌ كه‌ بعد از چند روز نامه‌ای‌ از برادرم‌ آمد كه‌ ما این‌ بار که با پدر صحبت‌ كردیم‌ بسیار خوشحال‌ بود و گفت‌: خدا عمرش‌ بدهد، تأییدش‌ كند؛ سیّد محمّد حسین‌ هدیّۀ ما را فرستاد. ( نام کوچک علامه طباطبائی ، سید محمد حسین است )


علامه طباطبائی ( ره )


                                 

 توضیح مدیر وبلاگ : نام  شاگردِ برادر علامه طباطبائی که احضار ارواح میکرده میرزا محمد علی ادیب العلماء معروف به  " ادیب "  بوده که  علاّمه طهرانی ( ظاهراً ) بنا به مصالحی نام ایشان را ذکر نکردند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 1 دی 1392 11:05 ب.ظ
یعنی شما هم در کنار علامه مصلحت سنجی که اسم ادیب را آوردی؟ در حالی که علامه میاورده...
مهرداد سال افزون

سلام علیکم و رحمت الله

با توجه به اینکه حضرت علامه طهرانی ( ره ) این کتاب را در زمان حیات علامه طباطبائی ( ره ) نوشته اند به احتمال خیلی زیاد مرحوم ادیب هم در قید حیات بوده اند و علامه طهرانی به خاطر مشهور نشدن ادیب و عدم مزاحمت برای ایشان ، نامشان را ذکر نکردند .

ممنون از حضورتان دوست گرامی

التماس دعا ...
شنبه 25 آبان 1392 09:45 ق.ظ
سلام ... درود
مهرداد عزیز دوست بزرگوارم
از این كه مرحمت می فرمایید و برای مطالعه مطالب مفید و تامل برانگیزتان دعوتم می فرمایید سپاسگزارم
تمام مطالب را با دقت می خوانم و تامل می كنم تا در حد استطاعت روحی ام بهره ای برگیرم
خداقوت عزیز
پاینده باشید و برقرار در پناه حضرت خدا
آمین
مهرداد سال افزون
سلام آقای ابوالفضلی بزرگوار

ما رو شرمنده نکنید تو رو خدا ...

ما هم از شما بخاطر اینکه منّت میگذارید و به ما سر میزنید نهایت تشکر را داریم . .

عاقبتتون ختم بخیر ...
سه شنبه 21 آبان 1392 11:01 ق.ظ
سلام با آه امان از آن روز به روزم
قدم رنجه بفرمائید
مهرداد سال افزون
سلام . خدمت میرسم
سه شنبه 21 آبان 1392 10:59 ق.ظ
می توان به کسی که بر حسین ع گریه می کند؛گفت:صلوات و سلام خداوند بر تو.چون در روایت نبوی آمده است که فرمود:درود و سلام خداوند بر کسانی باد که از روی ترحم و شفقت بر حسین ع گریانند.این عبارت هم می تواند مفهوم دعا داشته باشد و هم خبر باشد،که در هر صورت ، مطلوب ثابت است
منتظر حضورتون هستیم
مهرداد سال افزون
خدمت میرسم ... ممنون
دوشنبه 20 آبان 1392 06:56 ب.ظ
باعرض سلام
پاسخ گوی سوالات وشبهات اعتقادی هستیم.



http://nasr1212.blogfa.com/
دوشنبه 20 آبان 1392 12:15 ب.ظ
سلام بسیار زیبابود ممنون ازاین پست خوبتون استفاده کردیم
واقعا اینها کی بودند!!!!
مهرداد سال افزون
سلام

ممنون که تشریف آوردید
دوشنبه 20 آبان 1392 12:58 ق.ظ
کربلا نشان داد که با شکیبایی در عطشی کوتاه؛

می توان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد ...

التماس دعا

دوشنبه 20 آبان 1392 12:35 ق.ظ
سلام و تحیت.
مطلب جالبی بود . ماجور باشید.
مهرداد سال افزون
سلام و درود

ممنون از حضورتون
یکشنبه 19 آبان 1392 03:12 ب.ظ
سلام و عرض ادب:
با سپید((چشمه ی خون)) بروزم
با احترام دعوتید...
مهرداد سال افزون
سلام

حتما خدمت میرسم .
یکشنبه 19 آبان 1392 01:36 ب.ظ
سلام/بسیار اموزنده وجالب مثل همیشه/دست شما درد نكنه .سپاس فراوان
مهرداد سال افزون
علیکم السلام

الحمدلله که مفید فایده بود

ممنون از حضورتون .

عاقبتتون بخیر ...
یکشنبه 19 آبان 1392 01:16 ق.ظ
سلام با حكایتی زیبا به روزم .
خوشحال می شم نظرتون رو در این مورد درج بفرمایید .
باتشكر
مهرداد سال افزون
سلام

چشم . حتماً
شنبه 18 آبان 1392 06:00 ب.ظ
سلام. ممنون از حضورتون. جالب بود. در این ایام ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید.یاعلی
مهرداد سال افزون
سلام

خیلی خوش آمدید .

عاقبتتون بخیر
شنبه 18 آبان 1392 12:35 ب.ظ
سلام

این حکایت نشون میده بینش دینی به تنهایی کافی نیست و باید عملمون دینی باشه!
مهرداد سال افزون
سلام .

بله درسته . البته خود علامه طباطبائی هیچ بُخلی نداشت . ایشون اینقدر متواضع بودند و خود را ناچیز میدانستند که اصلاً برای تفسیر خود ، نزد خداوند ثوابی لحاظ نمیکردند . ایشون اینقدر شکسته نفس و متواضع بودند که تا آخر عمرشان حتی یک بار هم امام جماعت نشدند .
شنبه 18 آبان 1392 12:34 ب.ظ
http://s4.picofile.com/file/7997335806/892.jpg










مهرداد سال افزون
کاملا درسته .
شنبه 18 آبان 1392 10:08 ق.ظ
با سلام

هم وطن گرامی،با قرار دادن لینک این وبلاگ به جوانان ایرانی در حال فریب خوردن کمک کنید.

این وبلاگ کامل ترین و جامع ترین وبلاگ در مورد
معایب تحصیل در کشور های آلمان ،فرانسه،سوئد،انگلستان و... است.

این وبلاگ تنها وبلاگ ایرانی در جهان هست که در مورد سختی ها و مشکلات تحصیل در خارج از کشور اطلاع رسانی میکند.

لطفا برای اطلاع رسانی به هموطنان عزیز
این وبلاگ را معرفی کنید تا فریب موسسات اعزام را نخورند

با تشکر فراوان
www.tahsiil.blogfa.com
مهرداد سال افزون
شما با افتخار لینک شدید
شنبه 18 آبان 1392 09:18 ق.ظ
عجب!!!
خیلی خیلی خوشم اومد. ممنونم
مهرداد سال افزون
شکر خدا

عاقبتتون بخیر ...
جمعه 17 آبان 1392 11:43 ب.ظ
سلام مهرداد عزیز!
برادر مطلب خوبی بود ولی شیخ یاسر الحبیب در سایت القطره نوشته که تفسیر المیزان دارای انحراف است و عقاید صوفیانه درآن راه یافته و خود مولفش گفته که در تفسیر قرآن قول کسی معتبر نیست حتی پیامبر ص یا برخی نظراتش صراحتا مخالف نظر معصوم است!
لطفا پاسخ شیخ را بدهید
در پناه منتقم فاطمه علیهما السلام
یا علی مدد
مهرداد سال افزون
سلام آقا حامد عزیز

یاسر الحبیب در مقامی نیست که بخواد صاحب المیزان را تخطئه کنه . یاسر الحبیب باید حد اقل 15 سال فلسفه بخونه و بعد عرفان نظری بخونه تا خوب بفهمه که فلاسفه و عرفا چه میگویند .

علامه در بعضی جاهای المیزان بحث های فوق تخصصی فلسفی و عرفانی رو مطرح میکنه مثل « وحدت وجود » « حرکت در جوهر » و ... که امثال یاسر الحبیب حالا حالا ها باید درس بخونند تا سر دربیاورند جریان چیچیه ؟

فراموش نکن که یاسر الحبیب به همین جهت ( نداشتن تسلّط بر فلسفه و عرفان و عدم تلقّی صحیح مبانی عرفان ) آیت الله العظمی بهجت رو هم منحرف میدونه ! ! !

علامه طباطبائی هیچ کجا نفرموده که در تفسیر قرآن قول هیچکس معتبر نیست !
یقیناً قول معصوم فصل الخطاب است و خود علامه هم در جای جای المیزان روایات معصومین رو آورده است ( لطفاً مطالعه بفرمائید )

ادّعاهای شیخ یاسر الحبیب هیچ کجا خریدار نداره . شیخ اگه راست میگه مبانی علامه رو نقد کنه و منتشر کنه امّا هیچوقت نمیکنه چون نمیتونه . ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

در عظمت المیزان همین بس که هم اکنون پرتیراژ ترین تفسیر شیعی میباشد و و در جهان اسلام میدرخشد و شما هیچ عالمی را پیدا نمیکنید که به مباحث المیزان نیاز نداشته باشد .

در عظمت مرحوم علامه هم همین بس که یک نفره و تک و تنها در اوج مهجوریت فلسفه و عرفان ، این دو علم را احیاء کرد و با پرورش شاگردانی همچون شهید مطهری ، علامه طهرانی ، آیت الله جوادی ، علامه حسن زاده ، آیت الله نکونام ، آیت الله شهید بهشتی ، دکتر دینانی ، و ... توانست تفکر رایج بین حوزیان را به کلّی عوض کند . خیلی حرفه آقا خیلی حرفه ...
ما میتونیم تفکر یک طلبه رو عوض کنیم ؟ ! امّا ایشون تفکر رایج در حوزه رو عوض کرد

اگه هر موقع مخالفین علامه ( مثل یاسر الحبیب ) توانستند مبانی علامه رو ( که در بدایة الحکمه و نهایة الحکمه تالیف علامه موجود است ) نقد کنند اونوقت میتوانند بگویند که اندیشه علامه انحراف داره و الاّ باید دست از شعار دادن بردارند . به شعار که نیست ، به برهان است .

جمعه 17 آبان 1392 11:13 ب.ظ
با سلام و عرض تسلیت ایم سوگواری امام حسین (ع) و تشکر از دعوتتون، اولین باری بود که این مطلب رو خوندم.
التماس دعا
مهرداد سال افزون
سلام و عرض تسلیت متقابل

ممنون که تشریف آوردید ...
جمعه 17 آبان 1392 10:39 ب.ظ
عجیب حکایتی است!
“عزیز” ترین ها – حسین(ع) و یوسف(ع) -
از “گودال” و “چاه” به آسمان عزت رسیده اند . . .

سلام دوست خوبم
ببخش دیر اومدم.این روزا درگیر مراسمات هستم. دیروز هم که وبلاگم بالا نمی اومد
جالب بود. البته احضار روح به دلیل اینکه در اون کلاهبرداری زیاد شده همواره با شک و شبهه بهش نگاه میشه...
موفق باشی
مهرداد سال افزون
سلام بر شما دوست بزرگوار

خواهش میکنم ، اختیار دارید ...

جمعه 17 آبان 1392 10:02 ب.ظ
جالب و اموزنده بود.موید باشید.حق یاورتان
مهرداد سال افزون

ممنون که تشریف آوردید .

یا حق
جمعه 17 آبان 1392 09:48 ب.ظ
سلام ..
فقط بایدب خدا پناه برد از شر خود!
این همه ارج و مقام دست یافتنی هست و من در چه چرکی می گندم!!!!!!!!!!
مهرداد سال افزون
علیکم السلام

ممنون که تشریف آوردید

عاقبتتون ختم بخیر
جمعه 17 آبان 1392 09:40 ب.ظ
سلام
ممنون استفاده کردیم
مهرداد سال افزون
سلام

خیلی خواهش میکنم ... خدا رو شکر
جمعه 17 آبان 1392 08:04 ب.ظ
به روز هستم.
یاعلی
مهرداد سال افزون
چشم . خدمت میرسم
جمعه 17 آبان 1392 07:58 ب.ظ
سلام .زیبا بود .
یكی از شخصیتهای نادره روزگار . كسی كه اول با ذوق ادبیاتیش آشنا شدم ...
مهرداد سال افزون
سلام

عاقبتتون بخیر
جمعه 17 آبان 1392 07:42 ب.ظ
سلام مهرداد جان. با اینکه این قصه واقعی را قبلا شنیده بودم اما با دقت خواندم و واقعا مطلب جالبی هستش. دستتون درد نکنه. این ایام ما رو هم دعا کنین. سپاس فراوان.
مهرداد سال افزون
سلام بر آقا محسن گل گلاب

خیلی ممنون که تشریف آوردید

حتماً ... شما هم ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید .

جمعه 17 آبان 1392 07:41 ب.ظ
مطلب جالبی بود اما مگر احضار روح حرام نیست؟
مهرداد سال افزون

بحث احضار ارواح یک بحث اجتهادی پیچیده و مورد اختلاف بین مراجع معظم تقلید است . بعضی آن را جائز و بعضی حرام میدانند . سید محمد حسن الهی طباطبائی هم خودش یک مجتهد کارکشته و جامع بود . فتوایش هم بر جواز بود .
جمعه 17 آبان 1392 07:04 ب.ظ
با سلام بهره بردیم موفق باشید در پناه حق
مهرداد سال افزون
سلام

یا حق ...
جمعه 17 آبان 1392 05:22 ب.ظ
سلام.بسیار زیبا و عالى بود.
خداقوت, ممنونم.
خداوند روح این دو عالم وارسته رو رحمت کند.
یاعلى
مهرداد سال افزون
سلام


خداوند همه ما را مورد رحمت و آمرزش قرار دهد

یا علی
جمعه 17 آبان 1392 04:21 ب.ظ
با سلام
حكایت بسیار تكاندهنده ای است ، از این جهت كه ، انسان را به خودش می آورد تا بیاندیشد و بفهمد كه آنقدرها هم كه فكر می كند زندگی ساده نیست و ابعاد گوناگونی را داراست و تنها كسانی از ابعاد مختلف زندگی بهره مند می گردند كه به واقع در اندیشه متعالی پروردگار جهانیان ، كوشیده اند تا به بهترین وجه ممكن از تعالیم دینی بهره ببرند .
در پایان از شما متشكرم بخاطر نشر مطالب اینگونه مهم و پربار
پاینده باشید برادرم
مهرداد سال افزون
سلام آقا محسن عزیز

شما هم موفق باشید برادرم .
جمعه 17 آبان 1392 02:13 ب.ظ
سلام
روایت جالب و قابل تاملی بود...
روح علامه طباطبایی شاد و یادش گرامی باد
مهرداد سال افزون
سلام

ممنون که تشریف آوردید . بله ... همینطوره

روح همه رفتگان شاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی